باور

در باور خیالم بمان،جانِ جانانم؛ای آرام جانم...

باوری دارم ساده و صمیمی،باورم کلبه ای است از کاهگل،در میان درختانی سر به آسمان کشیده،

در کنار باورم برکه ای است با اردک و مرغابی...

هوای کلبه ي باورم از هيزم گرم است و از احساس و مهرباني آكنده...

در ميان باورم احساس تنهايي نمي كني،آن ها با تو سخن مي گويند،تنها بايد فهميدشان!

درختان با تو سخن مي گويند و تو با من،با من سخن بگو

در باورم سخن بسيار است،سخن با من ساده بگو

سخن از چايِ رويِ آتشِ ،كلبه ي در ميان درختان سر به فلك كشيده بگو

با من سخت سخن مگو،گفتم كه باورم سخت نيست!


✍🏼كورش سوري

📸كورش سوري

/ 0 نظر / 747 بازدید